السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

143

تفسير الميزان ( فارسي )

خوار و بى مقدارند ، چون خلقتشان ناقص و اجرشان خاسر است ، هر چه حرمت و كرامت هست از آن مردان است و نيز بر خلاف آنچه عرب جاهليت مىپنداشت كه آنان نيز گرفتار اين عقائد خرافى بودند ولى اسلام دو طائفه زن و مرد را يكسان معرفى نموده ، فرمود : * ( « مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى » ) * . و چه بسا همين سر در كار بوده كه دنبال جمله : * ( « فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ » ) * اضافه كرد كه : * ( « وَلا يُظْلَمُونَ نَقِيراً » ) * تا جمله اول دلالت كند بر اينكه زنان نيز مانند مردان داراى مثوبت و اجرند و جمله دوم بفهماند كه هيچ فرقى بين آن دو از جهت زيادت پاداش و نقصان آن نيست ، هم چنان كه در جاى ديگر به اين حقائق تصريح نموده و فرموده : « فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » . « 1 » * ( « وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ . . . » ) * كانه اين آيه مىخواهد از يك سؤالى و شبهه اى كه ممكن است به ذهن شنونده بيايد قبلا پاسخ داده باشد و آن سؤال اين است كه وقتى براى اسلام مسلمان و يا ايمان يهوديان و نصرانيان هيچ تاثيرى در جلب خير به سوى آنان در حفظ منافعشان ندارد و كوتاه سخن اينكه وقتى در برابر ايمان به خدا و آيات او هيچ چيز به انسان نمىدهند و وجود و عدم آن يكسان است ، ديگر چه كرامتى و ارزشى براى اسلام هست و ديگر چه مزيتى براى ايمان تصور مىشود كه يك انسان به عشق رسيدن به آن مزيت به سوى ايمان گرايش پيدا كند ؟ . در پاسخ به اين سؤال ( كه گفتيم ممكن است در دل شنونده آيات قبل پيدا شود ) گفته شده : كرامت و احترام داشتن دين امرى است كه شكى در آن نبوده ، حسن آن بر هيچ عاقلى پوشيده نيست : * ( « وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً » ) * و با اين استفهام از طريق اصطلاحى ( ارسال مسلم ) اين معنا را مسلم داشت كه اسلام بهترين دين است ، توضيح اينكه هيچ انسانى چاره اى از داشتن دين ندارد و بهترين دين اين است كه انسان روى خود تسليم خدايى كند كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است و در برابر او خضوع كند ، خضوع عبوديت و بر طبق آنچه كيش و ملت حنيف ابراهيم اقتضا مىكند عمل نمايد و كيشى كه مطابق فطرت باشد همين است و به همين جهت است كه خداى سبحان ابراهيم ( ع ) را كه اولين كسى است كه وجه خود را در حالى كه نيكوكار بود تسليم خداى تعالى نموده ، ملت حنفيت را پيروى كرد ، خليل خود

--> ( 1 ) پس پروردگارشان دعايشان را چنين پاسخ داد و مستجاب كرد كه من هرگز عمل صالح هيچ عاملى را چه مرد باشد و چه زن ضايع نمىكنم و بين زن و مرد فرقى نمىگذارم ، زيرا شما همه از يكديگريد . « سوره آل عمران ، آيه 195 » .